**عشق صدای فاصله هاست**
مرگ بر فاصله ها،فاصله ها نامردند چشمها نگران در تب فردا هستند فاصله ها میخندند
دیدی که این تنها من بودم که از او می گریختی؟ زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند دیروز به تاریخ پیوست و فردا معما است امروز ما هدیه ای است که باید قدر آن را بدانیم من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم کودکان را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم من می ترسم پس هستم این چنین می گذرد روز و روزگار من من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم وای از آن چشمانت, که چو باغی زیبا نفس و روح و دل و جان من است سلام به همه عاشق ها و دوست دختر پسرها ولنتاین مبارک امسال من به دلایلی از عشقم جدا هستم اما با اینکه ازش دورم و تو این روز مهم پیش هم نیستیم میخوام بدونه من به یادشم جدايی آغاز راه بود تا ابد عاشقتم تو ستاره ای هستی در آسمان دلم که هیچگاه خاموش نمیشوی تو خاطره ای هستی ماندگار در دفتر دلم که فراموش نمیشوی همیشه تو را در میان قلبم میفشارم تا حس کنی تپشهای قلبی را که یک نفس عاشقانه برایت میتپد از وقتی آمدی بی خیال تمام غمهای دنیا شدم و تو چه عاشقانه شاد کردی خانه قلبم را از وقتی آمدی گرم نگه داشتی همیشه آغوشم را ، عطر تنت پیچیده فضای عاشقانه دلم را همیشه پرتو عشق تو در نگاهم میتابد ، همیشه دلم به داشتن تو می بالد، دستانم دستان را میخواهد و اینجاست که گلویم ترانه فریاد عشق تو را میخواند ، دلم تو را میخواهد، دلم تو را میخواهد به عشقت تکیه کرده ام سالها ، نترسیدم از جدایی و اشکها ، عشق را آنگونه که هست دیدم و تو را آنگونه که بودی خواستم ، تو را همین گونه که هستی میخواهم ، چون همین گونه مرا عاشق خودت کردی ، همینگونه مرا اسیر عشق و محبتهایت کردی از وقتی آمدی ،آمدنت برایم یک حادثه شیرین در زندگی ام بود، گرچه میترسیدم از پایان راه اما همسفرت شدم تا اینجا که رسیده ایم در کنار ماه.... چقدر برای داشتنت سختی کشیدم ، چقدر با دلتنگی هایت سر کردم و اشک ریختم ، چقدر لحظه شماری میکردم که تو مال من شوی ، حالا مال من هستی و من بی نیاز ، برای داشتنت شب و روز کارم شده بود راز و نیاز ... نگاهم مال تو هست ، دلم گرفتار تو است ، من تو را دارم و به هیچکس جز تو نمی اندیشم مال من هستی و همین است که من زنده هستم ، در قلبم هستی همین است که همیشه شاد هستم جنس نگاهت درخشان بود که قلبم عاشق چشمانت شد، و اینگونه همه روزهایم فدای یک روز با تو بودن شد، و حالا میخواهم تمام عمرم را فدای عشق بی پایانت کنم.... تو مثل و مانندی نداری ، تو فرشته ای و در قلبت جای تاریکی نداری تو ستاره ای هستی در آسمان دلم که هیچگاه خاموش نمیشوی.... من و تــــــــو چه قشنگه توبی قراری دلی توی سینه داری واسه دیدن من دوباره میدونم چشم انتظاری روز رفتنت ازکنارم دیگه بد شد روزگارم حالا تودل نگرونی ومن باتو چیزی کم ندارم به یادتو مردم وموندم واسه تو دلوجونمو سوزوندم تاکه یه روز به عشق من بریدی دل از زمونه حالا که پابندمنی تورومیذارم روچشام میدونی خودت میدونی خاطرتوخیلی میخام اکه میگم خواستی برو اخه میدونم میمونی اگه شدی قسمت من واسه اینه مهربونی تمام ستاره های اسمان را دوست دارم اما انها در مقایسه با اونی که در چشمانت هست هیچند هر چه میخواهم غمت را در دلم پنهان كنم سینه میگوید كه من تنگ آمدم، فریاد كن همه دل خوشند که مطرب بزند به تار چنگی من از خوشم که چنگی بزنم به تار مویی دگر پشت به دیوار کنی یاد آور زان روز کز خاک تو دیوار کنند بی سبب خود را مرنجان از قضا نتوان گریخت نوش جان باید کنی حق در پیاله هر چه ریخت هر كه در سینه دلی داشت به دلداری داد دل نفرین شده ماست كه تنهاست هنوز گرچه رفتی ز برم... حسرت روی تو برم در این خانه بامید تو ... باز است هنوز... ما چون دو دریچه روبروی هم آگاه زهر بگو مگوی هم! هر روز سلام و پرسش و خنده هر روز قرار روز آینده... اكنون دل من رمیده و خسته زیرا یكی از دریچه ها بسته !!!!! نه مهر فسون نه ماه جادو كرد نفرین به سفر .... كه هر چه كرد .... او كرد! منوببخش عزیزم اگه می گم باهام نمون دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم زندگی یک ارزوی دور نیست زندگی یک جست و جوی کور نیست زیستن در پیله ی پروانه چیست؟! زندگی کن زندگی افسانه نیست. گوش کن...!! دریا صدایت میزند! هر چه نا پیدا صدایت می زند! جنگل خاموش میداند تورا با صدایی سبز می خواند تورا آتشی در جان توست. قمری تنها پی دستان توست. پیله ی پروانه از دنیا جداست. زندگی یک مقصد بی انتهاست. هیچ جایی انتهای راه نیست! این تمامش ماجرای زندگیست...!!! در غم با تو نبودن هیچگاه نگریستم که غرور با من بود... در تنهایی سرد ، در بی کسی خاموش هیچگاه نگریستم که غرور با من بود... اما از این جا رفتنت دنیایی را بر سرم خراب کرد... دنیایی از برابر چشمانم رفت و دنیایی از غم و درد به سراغم آمد... وقتی برای همیشه رفتی ،غرور رفت و اشک ماند..! شادی رفت و غم ماند...وقتی رفتی چشمهایم بارانی شد... بارانی که غرورم را برای همیشه پاک کرد... ای صبح گیتی افروز ! ای باغ در باغ زیبایی! و ای در نورافشانی چالاک چون ماه ، دوستت دارم..! من به امیــد وصال تو زنده ام؛و اگر آتش این عشق در دلم بمیرد من نیز خواهم مرد.. و سـرشت من پرورده ی عشق به تو است و از تو میخواهم که هیچگاه سرنوشتم ، دور از ایـــــــن عشــــــــــق و جـــــــــــــــدا از ایــن عشـــــــــــق نباشـــــــــد..! جانم فدای جمالت حتی اگرخون مرابنوشی حلالت باد و من غم عشق میخورم ؛ و حتـــــــی غــــــم عشـــــــق نیز در کامــــــم شیــــــــــرین خواهـــد بود... با همه ی بی سر و سامانی ام
آیا همیشه میدانستی اما هرگز نگران نمی شدی
هنگامی که به فولاد چشمانت خیره می شدم کوران را رهبری می کردم؟
باران آهسته بارید بر تمام بام های بی یقینی
به تو اندیشیدم و آن سال ها و تمام غم ها از من دور شد
و آیا تو می دانستی؟
هرگز فکر نمی کردم که آن برق چشمانت را از دست بدهی





![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
لب چون آتش تو,سرخ چو گلهای بهار زندگی بخش برای تن بی جان من است
نفس گرم و دم همچو مسیحایی تو گرمی زندگی بی سر وسامان من است
تو امید شب و روزوهفته و سال منی نور چشمان تو ماه همه شبهای من است
آتش داغ وجودت گرمی زندگی ام با تو بودن همه امید فردای من است
یاد زیبای تو چون خون در رگم جاری و هستی بخش این دنیای من است
نام تو بعد از یاد ایزد قادر و پاک ذکر هر لحظه و لالایی شبهای من است

راه خیلی سخت بود
شب و تنهایی در مسیر
آخ که اگر ماه نبود
ستاره ها مونس راهم
سکوت همدمم بود
سکوتی سرشار از تو
هنگامی که،گریه جاری بود
راه پر از خار وسنگ
وای اگر درد تو نبود
سنگینی کوله بار عشقت با من
پشتم می شکست،اگر یادت نبود
از دور کلبه ای با چراغ زیبا
چه می شد،اگر کلبه ی تو بود
هرچه می رفتم دورتر می شد
قافل از اینکه بر چرخی سوار بود
چرخ سرنوشت دورش کرد زمن
چرا که همیشه جدایي با من بود
آهسته، نفس زنان و خسته
در راه.....





برای رسیدن به هم
هیچ چیز کم نداریم به غیر از یک معجزه ...!!!
برایت آسمانی خواهم کشید
پر از ستاره های همیشه نورانی
تو در کنار من روی ابرها
من غرق آنهمه مهربانی
نگاهم حوصله نمی کند
پایش را از چشمم بیرون بگذارد. . . !
چقــدر باید بگذرد؟؟
تا مـن
در مـرور خـاطراتم
وقتی از کنار تــو رد می شوم.
تنـــم نلــرزد…..
بغضــم نگیــرد…..







![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تو را دوست دارم ![]()

--------------------------------------------------
-----------------------------------------------![]()
--------------------------------------------------
-----------------------------------------------![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم![]()


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
آمده ام آن لحظه ی توفانی ام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آماده ام تا تر بسوزانی ام
آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا که بگیری و بمیرانی ام
خوبترین حادثه می دانمت
خوبترین حادثه می دانی ام
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیرزمانی است که بارانی ام
حرف بزن حرف بزن سالهاست
تشنه ی یک صحبت طولانی ام






